سفر عشق
خدای بزرگ و مهربون، قسمتمون کرد که یه ده روزی رو در جوار امامان معصوم(ع)، نفس بکشیم. یه تجربه ی عااالی که ان شاءلله قسمت همه ی آرزومندا بشه.
ما چون انفرادی رفتیم، خیلی بهمون خوش گذشت، با تدبیر و برنامه ریزی عالی بابایی، هم تونستیم ده روز اونجا باشیم، هم توننستیم شب جمعه و شب لیله الرغائب رو تو کربلا باشیم، هم شب ولادت امام جواد تو حرم امام جواد و شب ولادت امام علی تو حرم امام علی باشیم، هم سامرا بریم، هم هر هتلی که خودمون دوست داشتیم بریم(تمیز و نزدیک به حرم) و هر غذایی که خودمون دوست داشتیم بخوریم (مجبور نبودیم همش مرغ بخوریم)، هم از نظر هزینه ای کلی به نفعمون شد ... خلاصه عااااالی بود. دست بابایی درد نکنه
کربلا، بین الحرمین، حرم حضرت عباس علیه السلام و حرم امام حسین علیه السلام


محمود با بچه های عراقی ارتباط برقرار می کرد. نمی دونم از کدومشون یادگرفته بود که (شیسمَک) یعنی اسمت چیه؟
به همه شون می گفت شیسمک؟ و اینطوری اسمهاس همدیگه رو می فهمیدن. بقیه شم انگلیسی قاطی می شد (برای سن و سال و تعداد خواهر و برادر)
کاظمین، حرم امام موسی کاظم علیه السلام و حرم امام جواد علیه السلام

سامرا، حرم امام هادی علیه السلام و حرم امام حسن عسکری علیه السلام

موقع برگشتن از سامرا، به رضا می گم با امام هادی خدافظی کن.
برگشت سمت حرم، بای بای کرد و گفت: هادی خُباسِز (هادی خدافظ)
خیلی زود با امام هادی خودمونی شد.
نجف اشرف، حرم امام علی علیه السلام

طبق معمول، محمود همه جا با لباس فوتبالشه.
تازه باباش از نجف براش یه توپ فوتبال چهل تیکه هم خرید که انگار دنیا رو خرید براش.



سفر عشق 










