عشقِ ماشین
به عشقِ پسرم، که عشقِ ماشینه، اونم از نوع گرونش! (محمود میگه من عاشقِ چیزای گرونم! کلا هرچی که گرون باشه من عاشقشم!!! همه چیزو هم با گرونیِ بنز و ب.ام.و کروک و پورشه و لامبورگینی و مازراتی و... می سنجه.البته به نظرش هیچ کدوم به ال نودِ حرمت جون نمیرسن ها!!!!!)
کلا از وقتی که خیلی کوچیک بود عاشق ماشین بود. مثلا آخر شب که از مهمونی برمی گشتیم، درحالی که از خستگی توی ماشین خوابش برده بود، وقتی می رسیدیم خونه، با چشمای نیمه باز اول یکم ماشین بازی می کرد و اونا رو قطار می کرد پشت سرِ هم، بعد می خوابید
)

بچم وقتی دید عکسش رو کاپوت این ماشینه س چه ذوقی کرد.


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



عشقِ ماشین
