یه همچی بچه هایی دارم من
دو تا دست و یه پای این آقای بیچاره رو که قبلا محمود کنده بود
کله ی بخت برگشته رو هم رضا زحمتشو کشید
موند یه پا، حالا قسمت کی باشه؟ خدا میدونه...
یه همچی بچه هایی دارم من

یادش بخیر
قبلنا بابایی می گفت تیکه های اسباب بازی های محمودو که شکسته و کنده بریز توی یه کیسه تا درست کنیم
یه مدت شغل ثابتمون شده بود همین: چسبوندن اسباب بازیایی که شکونده و باد کردن بادی هایی که سوراخ کرده و...
بعد دیدیم نه بابا. من و بابا اگه هر روز 2 شیفت هم کار کنیم جوابگو نیست
بی خیال شدیم...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



یه همچی بچه هایی دارم من 
