محمود محمود ، تا این لحظه: 17 سال و 5 ماه سن داره
رضارضا، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه سن داره
یاسینیاسین، تا این لحظه: 11 سال و 3 ماه و 12 روز سن داره

خمبل و فنقول و فسقل

همکاری برادران

(محمود کلاس اول، رضا 3ساله، یاسین 6ماهه) برادران، زدن تو کار نامه نگاری و ارسال نقاشی برای اطرافیان برادر کوچیکه(رضا)، نقاشی میکشه، برادر بزرگه(محمود) -که هنوز تمام حروف رو یاد نگرفته- نام و نشانی مینویسه           خیلی خیلی برام جالب بود. چون هیچ کس به رضا نقاشی یاد نداده. خودش یاد گرفته. همونطور که خودش رنگها و اعداد و حیوانات و حتی سوره توحید و... خیلی چیزای دیگه رو بدون آموزش یاد گرفت. این از مزایای خواهر یا برادر بزرگتر داشتنه. ...
21 ارديبهشت 1395

هدیه ی پسر باسواد

(محمود: کلاس اول) همیشه دلم قیلی ویلی میرفت برا دریافت همچین هدیه ای. به محمود میگم: خیلی خوشحالم که پسرم باسواد شده و میتونه همچین هدیه ی با ارزشی بهم بده. میگه: باید از خانوم زمانی(معلمشون) تشکر کنی که  بهم نوشتن یاد داد. (این قدرشناسیش منو کششششته) اینو با لب تاب، برنامه ی پینت، طراحی کرده. نسخه ی دستیشم بهم داده. ...
16 ارديبهشت 1395

شب آرزوها

(محمود کلاس اول، رضا 3ساله، یاسین 9ماهه) امسال لیله الرغائب، سمنان بودیم. مهمون داشتیم. آخر شب با خودم گفتم: اعمال خاص این شب که هیچی، من نمازمم برسم بخونم، شاهکار کردم. حداقل آرزو بکنم -حالا که امشب شب آرزوهاست- اومدم فکر کنم که چه آرزویی بکنم، همونموقع، یاسین گریه کرد ، همزمان رضا اومد گفت مامان دستشویی دارم ، محمود هم اومد گفت بیا تابم بده . هیچی دیگه اونشب حتی نرسیدم آرزویی داشته باشم ! ولی فرداش که فکر میکردم، به خدا گفتم: خدایا ممنونم که آرزوهامو، پیش از خواستن، اجابت کردی. آرزوی من همین چیزهاییه که دارم. امیدوارم قدردان باشم. ...
16 ارديبهشت 1395

صدقه

(محمود کلاس اول) محمود به باباش گفته بود پول بیشتر بدین که از بوفه ی مدرسه دنت بخرم. ظهر که اومد، پرسیدم امروز دنت خریدی؟ گفت: نه گفتم: چراا؟؟!! گفت: آخه یکی از پولامو انداختم تو صندوق صدقات، دیگه به دنت نرسید ...
19 بهمن 1394

مرگ بر آمریکا

(رضا 3ساله) یه بازی بود تو تبلت، همش رضا میرفت تو تنظیماتش و زبان بازی رو از انگلیسی تغییر میداد. بعد ما متوجه نمیشدیم چی به چیه و حتی نمیتونستیم از بازی بیایم بیرون! (چون حالیمون نمیشه زبونای دیگه رو) یه بار داشتم دوباره زبانش رو درست میکردم و انگلیسیش میکردم، گفتم رضا چرا اینو هِی عوض میکنی؟! گفت: آخه این مَچَم (پرچم) آمریکا داره خوب نیست. دیدم راست میگه، جلوی هر زبان، پرچمش رو هم کشیده، و جلوی زبان انگلیسی پرچم آمریکا و انگلیس رو کشیده. واقعا خوشحال شدم ما اینیم آمریکا همونطور که محبت امام حسین رو با شیر مادر، به بچه هامون منتقل میکنیم، نفرت و انزجار از آمریکا رو هم تو وجود بچه هامون نهادینه میکنیم.ان ...
19 بهمن 1394