محمود محمود ، تا این لحظه: 17 سال و 5 ماه سن داره
رضارضا، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه سن داره
یاسینیاسین، تا این لحظه: 11 سال و 3 ماه و 12 روز سن داره

خمبل و فنقول و فسقل

پسر جادویی و بدغذا

محمود نشسته داره با غذاش بازی میکنه. میگه نمی دونم چرا من همه چیزم با بقیه فرق داره! میگم مثلا چیت؟ میگه مثلا دندونام جادوییه! وقتی غذاهایی که دوست ندارمو میخورم، درد میگیره  ، ولی وقتی چیزایی که دوست دارم میخورم، درد نمیگیره!   (یه مدته محمود و رضا، جفتشون زدن تو کار برنج سفید، غذا هر چی که باشه، اینا فقط برنجشو میخورن)   ...
4 بهمن 1394

شاهزاده ی روم

6ماه بعد از تولد سومین بچه، ما بازم رفتیم سینما خیلی عجیبه، ولی بازم شد! که ما با 3تا بچه ی کوچولو بریم سینما!!!!!!!!!!   بابایی معتقده همونطور که اربعین کربلا رفتن یه جورایی واجب بود، سینما رفتن و دیدن فیلم شاهزاده ی روم هم واجبه. بعد از سی و چند سال که از عمر جمهوری اسلامی میگذره، اولین فیلم مرتبط با امام زمان ساخته شده، خب باید رفت و دید دیگه! این بهترین حمایته. انصافا قشنگ هم بود.  
4 بهمن 1394

اربعین 94

بابی انت و امی و نفسی و اهلی و مالی پدر و مادرم فدات حسین    خودم و بچه هام فدات حسین   الحمدلله که خدای مهربون اسم ما رو هم در خیل زائران اربعین ثبت کرد (البته ما 6 ماه پیش هم رفته بودیم، ولی خب اربعین رفتن یه چیز دیگه س) همه از ما میخواستن که بچه ها رو نبریم چون بهشون سخت میگذره، ولی به برکت وجود بچه ها، خدا به ما هم نظر ویژه کرد و به لطف خدا و معجزه ی امام حسین، هیچ سختی ای به ما نگذشت و همه چیز، معجزه گونه برامون ردیف می شد. بچه ها هم راااضی و خوشحاااال یکی از جذابیتهای این سفر برای بچه ها این بود که سوار همه چیز شدن: از ماشین و اتوبوس و هواپیما گرفته تااا کامیون و گاری و متور سه چرخ و دوش بابا!...
17 آذر 1394

محاااااااااال

یکی از کارهای محال و ناشدنی، اینه که سه تا بچه رو بشونی و ازشون یه عکس خوشگل بندازی. غیر ممکنه سه تاشون مثل بچه ی آدم بشینن و به دوربین لبخند بزنن. این روزا خیلیا ازم عکس سه تایی ها رو می خوان. این تلاش منه:   و اینم نتیجه ی تلاش بیهوده ی من . دیگه اینا بهتریناش بود!     ...
26 آبان 1394

سوتی های مادرانه

یه بار نصفه شب، رضا گریه میکرد و شیر میخواست. (رضا حدود 1 ساله بود و محمود حدود 5 ساله) من از شدت خستگی چشممو نمیتونستم باز کنم. همونطوری چشم بسته، سعی میکردم بهش شیر بدم ولی نمی خورد! صدای گریه شم بلندتر می شد! به خودم اومدم و به زور چشمامو باز کردم، دیدم دارم بجای کوچیکه، به بزرگه(که اونطرفم خوابیده بود) شیر میدم!!!! ------------------------------------------------------------------ یه بار یاسین رو پام بود و همزمان داشتم به رضا هم غذا می دادم و به محمود هم دیکته می گفتم. چند قاشق غذا گذاشتم دهن رضا. قاشق بعدی رو هی میگفتم بخور ولی نمی خورد. یوهو به خودم اومدم دیدم قاشق رو دارم به زور می ذارم دهن یاسین بجای رضا! (یاسینِ 3 ماهه) ...
21 آبان 1394

سینما

    محمود تا این لحظه ، 6 سال و 3 ماه و 12 روز سن دارد :. .: رضا تا این لحظه ، 2 سال و 6 ماه و 12 روز سن دارد :. .: یاسین تا این لحظه ، 1 ماه و 25 روز سن دارد :.     زندگی جاریست. همسر مهربان ثابت کرد که با 3 تا بچه هم میشه سینما رفت و فیلم 3 ساعته تماشا کرد (فیلم محمد رسول الله) ------------- فرداش محمود (تحت تاثیر فیلم قرار گرفته) میگه: مامان، یاسین بزرگ شه پیامبر میشه؟ میگم: نه، حضرت محمد آخرین پیامبر خدا بود. میگه: ولی فقیه چی؟ ولی فقیه میشه؟       ...
23 شهريور 1394

داداش مهربوووووون

محمود، از روز تولد یاسین شروع کرده، هر چی می خوره (شکلات، چیبس، پفک، پاستیل، اسمارتیز)، یه دونه شو نگه می داره توی یه جعبه، می گه برا یاسین! هر چی ام می گم: یاسین که تا 1 سال دیگه نمی تونه بخوره اینا رو. بازم اصرار داره که خب بمونه هر وقت تونست می خوره. می گم: فاسد می شه می گه: نع .: محمود تا این لحظه ، 6 سال و 2 ماه و 21 روز سن دارد .: یاسین تا این لحظه ، 1 ماه و 3 روز سن دارد _____________________________ (بعد نوشت): یه روز رضا جعبه مذکور رو پیدا کرد و ... هییییییییییییییییییییچ چیز توی خونه ی ما از دست رضا محفوظ نیست. هیییییییییییییییییییییچ جای امنی توی خونه ی ما وجود نداره از دست...
30 مرداد 1394

یک اتفاق خوب

.: محمود تا این لحظه ، 6 سال و 17 روز سن دارد :. چند روزه که محمودی، نمازخون شده . تا اذان می گن، سجاده شو پهن می کنه و نماز می خونه. حتی اصرار داره که برای نماز صبح هم بیدارش کنم. من هم این کارو می کنم. (البته هنوز بدون وضو می خونه و تمام نمازها رو هم 2 رکعتی می خونه ولی همین هم عااااالیه) رضا هم به تقلید از اون سجاده  پهن می کنه کنارش و سری به مهر می زنه. .: رضا تا این لحظه ، 2 سال و 3 ماه و 17 روز سن دارد :. ---------- اتفاق مهم و بزرگ دیگه اینه که محمود امسال، روز اول ماه رمضون رو روزه ی کامل گرفت . (17سااااااااااعت!!!! ) تازه اونم جلوی رضا که دم به دقیقه در حال خوردن بود هرچی هم بهش اصرار کردیم که کل...
28 خرداد 1394