محمود؛ دروغگوی زرنگ!
یه روز تو دستشویی الکی گفتی:
سوسک!
بعد من گفتم: دروغ نگو. دروغ؛ بد ترین کار دنیاست.
تو هم گفتی: افتاد تو چاه!
بعد من دوباره همونو بهت گفتم.
تو گفتی: مورچه ها بردنش.
بعد من بهت گفتم: دیدی دروغ گفتی... چون که نمیشه که هم افتاده باشه تو چاه، هم مورچه ها برده باشنش.
تو هم بعد از چند ثانیه که متفکرانه بهم نگاه کردی، گفتی:
خووووووووووووب.......... مورچه ها بردنش، انداختنش تو چاه
و به این ترتیب من حریف تو نشدم و تو منو ضربه فنی کردی.
ولی امیدوارم از اون روز تا الان که خودت داری اینو میخونی، دیگه دروغ نگفته باشی، چون من بازم بهت میگم که دروغ؛ بدترین کار دنیاست.
(بابایی)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



محمود؛ دروغگوی زرنگ!
