فوتبال بازی کردن محمود و مامان
محمودی جونم این روزا یه بهونه پیدا کردم واسه غذا خوردنت، آخه از وقتی سرما خوردی خیلی بدغذا شدی. (البته حاج آقا اکرمی میگن خودتونو ناراحت نکنین که بچه ها بدغذاهستن، اون چیزی که روزیشون باشه میخورن، و من واقعا قبول دارم این حرفشونو. ولی خوب مادر اگه حرص نخوره که نمیشه!!!)
ماجرا از این قراره که میگم هر کی بیشتر غذا بخوره، بیشتر انرژی میگیره و تو مسابقه فوتبال، بیشتر میتونه گل بزنه. بعد تو تند تند غذاتو میخوری و بیست میشی.
وقتی مسابقه شروع میشه، من که تنبلم دوست دارم زودتر بازی تموم شه و الکی و عمدا یه کاری میکنم که گل بخورم،
بعد وقتی گل میخورم، خودمو ناراحت نشون میدم
ولی تو همش دلت میسوزه برام و بهم آوانس میدی. میگی این گل قبول نیست
بعد من کم میارم و نمیدونم چیکار کنم؟
مجبورم مثه آدم وایسم بازی کنم
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
راستی تو بالاخره منم پرسپولیسی کردی.
یه روز اومدی گفتی مامان، حالا نمیشه شما هم پرسپولیسی بشی!
منم گفتم: چرا
الهی بمیرم. انگار دنیا رو بهت دادن! خوب اگه میدونستم زودتر پرسپولیسی میشدم پسرم.
انقد خوشحالی که به همه، اعم از غریبه و آشنا توضیح میدی که ما همه مون پرسپولیسی هستیم.
...................
یه روز حرفمو گوش ندادی، منم ناراحت شدم از دستت و گفتم: "اصلا من دیگه پرسپولیسی نیستم. دوباره استقلالی میشم."
تو به التماس افتادی که: "مامان نه. تو رو خدا پرسپولیسی بمون." منم قبول نمیکردم. میگفتم چون تو حرف منو گوش ندادی منم حرف تو رو گوش نمیدم و چون تو پرسپولیسی هستی من استقلالی میشم.
بعد تو گفتی: "خوب من استقلالی میشم ولی تو رو خدا شما پرسپولیسی بمون"!!!!!!!
---------------------------------
ولی تو دیگه زیادی دوآتیشه ای. حتی کشتی هم که میبینی میگی خداکنه پرسپولیسیه ببره. هرچی هم میگیم اینجا دیگه پرسپولیس و استقلال نیست، به خرجت نمیره.
هر چی هم که میخوایم بخریم میگی باید قرمز باشه. بعضی وقتا واقعا نمیشه که قرمز باشه ولی چاره ای نیست. باید بشه. چون نمیشه که نشه. (چی گفتم
)
بعد جالب اینجاس که حالا که پرسپولیس حذف شده و استقلال رفته صدر جدول: اومدی میگی نمیشه استقلالی بشیم؟؟؟
منم گفتم نه نمیشه
(تمام زندگیمون قرمز شده، اگه استقلالی شی، باید کلا بریزیم دور!)
--------------------------------------



فوتبال بازی کردن محمود و مامان 


