محمود محمود ، تا این لحظه: 17 سال و 5 ماه سن داره
رضارضا، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه سن داره
یاسینیاسین، تا این لحظه: 11 سال و 3 ماه و 12 روز سن داره

خمبل و فنقول و فسقل

کمرو یا پررو؟؟؟؟؟

1393/1/30 18:59
715 بازدید
اشتراک گذاری

محمودی ام؛

قبلنا که کوچیک تر بودی،یکی از بزرگترین نگرانی هام در موردت این بود که کم رو و خجالتی نشی.

هر وقت جایی بودیم که یه بچه ای بهت زور میگفت و یا میزدت، وقتی از اونجا میومدیم کلی باهات دعوا میکردم که "چرا تو نزدیش؟" تو هم هر دفعه قول میدادی که دفعه دیگه اگه کسی تو رو زد، تو هم همونجوری (مثل خودش، نه محکم تر و نه آرومتر) بزنیشنیشخند ولی دفعات بعد هم این قصه تکرار میشد و تو فقط میخوردی!عصبانی

همیشه نگران بودم که یه وقت توسری خور بار نیای! نگران مظلومیتت بودم. نگران نجابتت. نگران بودم که بعدها توی مدرسه و جامعه از پس خودت بر نیای و نتونی حقتو بگیری.

 

ولی حالا که در آستانه ی 5سالگی هستی، تا حدودی از این نگرانیم کم شده.

دیروز که توی پارک، دیدم یه خانومی دنبال مامانت میگرده تا شکایتتو بهش بکنه چون به بچه ش لقد زدی، واقعا خنده م گرفته بوداز خود راضی. نمیدونستم که باید تشویقت کنم یا دعوات کنمسوالخنده

(البته توی پرانتز بگم که خودت میگی تو اون بچه رو نزدی، تو از میله آویزون بودی و بارفیکس میرفتی، اون بچه جلوی تو وایساده و پای تو خورده بهش)

به هر حال ته دلم خوشحال شدم از اینکه تو اونقدرها هم که فکر میکردم خجالتی و کم رو نیستی.

اینم بگم که اگه قرار به انتخاب باشه؛ به نظرم کمرو بودن، خییییلی بهتر از پررو بودنه!

 

 ************

توی کلاس قرآن هم که میبینم راحتی و خجالت نمیکشی، خوشحال میشم. تازه نسبت به پسرای دیگه عاااالی هستی.

راستی میری کلاس قرآن باید روپوش بپوشی. خیلی ناز میشیماچ

 ****************

 

ولی بازم ذاتت آرومه ها.

دوستم به شوخی میگفت: رضا از الان معلومه که غلدره. در آینده، اگه یه جا به محمود زور بگن، محمود خواهد گفت: "صبر کنید الان میرم داداشمو میارم تا حالتونو بگیره"، بعد رضا باید بره از محمود دفاع کنهنیشخندخنده

فکر کنم که راست میگه. متاسفانه تو از الان زورت به رضا نمیرسه و همین چند روز پیش رضا تو رو هل داد و تو پخش زمین شدیناراحت

بابایی همش ناراحت این موضوعه که رضا تا چند وقت دیگه از نظر قد و وزن از تو بزنه جلو. به منم میگه هر کاری میتونی بکن که اینطوری نشه. یا محمودو تشویق کن بخوره، یا یه کار کن که رضا کمتر بخوره.سوالتعجبخنثینیشخندچشمک

 

بابایی همچنین میگه که شخصیت شهیدایی که ما اسماشونو گذاشتیم روی محمود و رضا، توی وجود پسرا حلول پیدا کرده، چون دقیقا "شهید محمود مهرانپور" به گفته ی همه، آدم بسیار آرومی بوده و در عوض "شهید رضا شهروی" به اعتراف همگان از دیوار راست هم میرفته بالاخنده (روح هردوشون شاد)

پسندها (4)

نظرات (6)

مامان مهدیه
30 فروردین 93 19:45
سلام عزیزم دوقلوهای من ساراوثنا زنگیان تو جشنواره نوروزی شرکت کردن ممنون میشم به وبلاگ ما بیاین و بهشون رای و امتیاز5 رو بدین
زهره مامان مرسانا
30 فروردین 93 19:51
چه جالب غصه نخورید بچه ها خودشون به موقع از عهده خودشون برمیان
نی نی عسلک
31 فروردین 93 20:24
نگران نباشین.کم کم از داداشی کوچیکه یاد می گیره!مظلوم نبودن رو.
مامان منیر
1 اردیبهشت 93 18:10
بله اینکه آدم کمرو باشه خوب نیست ولی نباید اهل دعوا باشه و بالطبع جایی که باید از حقش دفاع کنه نیز نباید ساکت باشه من اینو اصلاح کنم که شهید مهرانپور آروم بود ولی به منظله "اشدا علی الکفار و رحما بینهم" بود این جلوی خود من اتفاق افتاده بود که به موقعش از حقش دفاع میکرد وگاها فریاد میکشید بر سر کسی که حرف زور میزد ...خود مامان محمود هم به اون رفته ..آروم هست ولی به موقع هم حرفشو میزنه ...رضا هم اگه به تربیتش جهت داده بشه همینطور خواهد شد مهم نحوه برخورد پدر ومادر هست ..براشون آرزوی سلامتی و موفقیت میکنم .خداوند حافظشون باشه ..
مامانِ خمبل و فنقول و فسقل
پاسخ
بله بهترین حالتش همینه که آدم "اشدا علی الکفار و رحماء بینهم" باشه انشاءلله که ما و پسرا هم همینطوری بشیم
افسانه(مامان فاطمه)
5 اردیبهشت 93 12:32
خعلی از این پست و پست بعدی خوشم اومد میکم چرا مهر این آقا محمود به دلم نشسته نگو کلا روحیاتش بهم میخوره لباس روحانی چقدددددددددددددددر بهش میاد ماشالله ایشالله هردوشون عاقبت به خیر بشن درضمن از آن نترس که های و هو دارد از آن بترس که سر به تو دارد
مامان پارساجونی
22 اردیبهشت 93 11:45
منکه عاشق جفتشونم انشالله که قدمهات در راه قرآن مستدام باشه عزیزه خالهالتماس دعای مخصوص داریم عزیزدلم