محمود محمود ، تا این لحظه: 17 سال و 5 ماه سن داره
رضارضا، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه سن داره
یاسینیاسین، تا این لحظه: 11 سال و 3 ماه و 12 روز سن داره

خمبل و فنقول و فسقل

تولد 5 سالگی محمود

1393/3/11 8:29
370 بازدید
اشتراک گذاری

محمودم 5 ساله شد.

امسال با اینکه تقریبا اولین سالی بود که کاملا متوجه تولد می شد و دوست داشت براش تولد بگیریم، ولی واقعا به دلایلی (که گوشه ای از اونو در پست قبلی گفتم)، جدا توانایی این کار رو نداشتم.

و همین طور که از بیست روز پیش محمود شروع کرده بود به شمارش معکوس، من مونده بودم که چه باید بکنم؟

 

تا اینکه یه روز باهاش صحبت کردم و گفتم خودت میبینی که وضعیت من چطوریه، میبینی که رضا اجازه هیچ کاری بمن نمیده. موافقی امسال تولد نگیرم برات؟ عوضش میبرمت پارک (البته توی ذهنم شهربازی بود، که گذاشتم اگه راضی نشد، برای راضی کردنش بگم میبرمت شهربازی).

 

ولی پسر کوچولوی من انقدر راحت قبول کرد که خدایی اشکم داشت درمیومد.گریهبوس فقط گفت به شرطی که از صبح تا شب بریم پارک، منم قبول کردم.

 

و این شد که ما روز 11 خرداد 93 رو، از صبح تا شام، در پارک گذروندیم! صبح یه هِرِشت با عمه افسر و حمیده جون رفتیم پارک (که خجالتمون هم دادن).

 

بعد از ظهر هم یه هِرِشت دیگه با بابایی و عزیز جون رفتیم یه پارک دیگه تااااا شب (عزیز جونم خجالتمون دادن). خلاصه حسااااابی به محمود خوش گذشت.

بعدش هم رفتیم هیئت. امسال تولد محمود مصادف شده بود با تولد امام حسین علیه السلام.

وقتی اومدیم خونه، تو فاصله ای که محمود بره دستشویی و آماده شه برای خواب، من و بابایی یه شمع 5 و یه فشفشه و کادوهاشو به همراه دو عدد بادکنک و یک عدد نوار برق برقی! آماده کردیم و وقتی اومد بیرون، در سکوت! (چون رضا خوابیده بود) براش دست زدیم. و بعد هدیه رضا رو (تفنگ) ما از طرفش دادیم به دائیشی.چشمک

 

مامان منیر و بابا داوود و دایی حسن اینا هم دو سه روز بعد اومدن خونه مون و خجالتمون دادن، گفتن ما کاری نداریم که تولد نگرفتین. در هر صورت، کادوی محمود، محفوظه. از همه شون ممنونیم. محبت

 

پسندها (5)

نظرات (4)

مامان محمدصالح جون
18 خرداد 93 17:25
محمو جونم تولدت مبارک الهی قربونت بشم که خیلی قانعی آرزوی بهترین ها رو برات دارم
مامانِ خمبل و فنقول و فسقل
پاسخ
ممنونم مامان محمدصالح جون
مامان محمدصالح جون
18 خرداد 93 17:29
ولی سورپرایزو خوب اومدین از عکس معلومه که خیلییییییییییی خوشحال شده
افسانه(مامان فاطمه)
27 خرداد 93 1:12
هورا هورا تولد تولد تولدت مبارک البته با خیلی تاخیر شرمنده نرسیدم سر بزنم بهتون محمود جون تولدت خیلی خیلی مبارک باشه ماشالله آقاست منم یه خواهر زاده دارم منش و آقاییش و قناعتش مثل آقا محمود شماس دعا کن بچه یا بچه های منم همینجوری فهمیده باشن
مامانِ خمبل و فنقول و فسقل
پاسخ
شما لطف دارین ان شاءلله که بچه های شما توی صفات خوب، زبانزد بشن
نى نى عسلك
9 تیر 93 20:18
تولد با حالى بوده !بچه ها نظراتشون وايده الهاشون با ما مامانا فرق مى كنه.اين ما هستيم كه همه چي رو سخت مى گيريم!