اعتراف می کنم تازه که رضا به دنیا اومده بود، از سختیِ دو تا بچه کوچیک داشتن بُهت زده شده بودم و به ... افتاده بودم. با اینکه قبلش خیلی فکر و تحقیق و مطالعه کرده بودم راجع به اختلاف سنیِ مناسب بین بچه ها و به این نتیجه رسیده بودم که 4 سال بهترین فاصله ست ، دوست داشتم بچه هام با هم داداش باشن نه پدر و پسر!!!... ولی تو عمل به این نتیجه رسیده بودم که اشتباه کردم. وقتی دست تنها بودم و این دو تا فسقلی هر کدوم یه چیزیشون بود و داشتن نق می زدن... وقتی می خواستیم بریم بیرون و ما که همیشه ی خدا همه جا دیر می رسیدیم و باید به همه جواب پس می دادیم، و حالا باید به جای آماده کردنِ 3نفر، 4نفرو حاضر می کردم (همزمان بابایی می پرسید چی بپوشم، ب...